پت و مت
یاد داشت های شادی و یاسمین
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
دوست واقعی

سلام

شادی عزیز روزی که قرار بود پدر و مادرم ار سفر برگردن خیلی بهم کمک کردی . امیدوارم بتونم تو خوشی هات جبران کنم(جمله ی آخر رو با لهجه خودت بخون)

متن زیر هم می دونم تکراریه اما برای این که به خودم گوشزد کرده باشم،این جا قرارش دادم.

همیشه شاد باشی

دوست معمولی هیچگاه نمی تواند گریه تورا ببیند.
دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.
دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند.
دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد.
دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو میآورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.
دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.
دوست واقعی می پرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعی سعی در حل آنها میکند.
دوست معمولی مانند یک مهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا از او پذیرایی کنی.
دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی میکند.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی محکمتر می شود.
دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند.

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 3139


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 

*خاطره ها*

در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد

عشقها میمیرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده به جا می ماند

 

اخوان ثالث 

PAR